close
تبلیغات در اینترنت
مکتب هنری مغول
مکتب هنری مغول     آثار معروف و شناخته شده اي كه از اين دوران مي توان نام برد شاهنامه اي است به نام دموت كه شخصي به اين اسم آن را خريد و سپس آن را برگ برگ كرد و فروخت. از ديگر آثار مصور اين دوره بايد از جامع التواريخ (تأليف خواجه رشيد الدين فضل الله) و آثار الباقيه (تأليف ابوريحان…
آخرین ارسال های انجمن
عنوان پاسخ بازدید توسط
منبع الهام بخش براي فيلمنامه نويسان سرگردان 2 1272 firisheh91
مکان های گردشگری ترکیه و ارمنستان 1 933 firisheh91
ضعف شخصیت پردازی در سینمای ایران 0 922 manager
چگونه ایده های خود را پرورش دهیم؟ 2 1102 manager
چطور داستان خود را با سه سوال درباره شخصيت اصلي، بهتر نماييم؟ 0 869 manager
چگونه ایده های خود را پرورش دهیم؟ (قسمت دوم) 0 1130 lida
چگونه موضوع فیلم کوتاه را انتخاب کنیم؟؟؟ 3 978 lida
be khone bahaleeeeeeeeeeeeeeeee 1 631 nui_43
heeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeee 1 415 nui_43
نرم‌افزارهای تدوین فیلم 4 852 alirezatorkaman
کتاب های کاردانی به کارشناسی معماری 0 459 tmoeini
رنگ زبان نشان دهنده چیست؟ 1 539 tmoeini
نویسندگی چیست؟ نویسنده کیست؟ 1 652 nui_43
تئاتر چیست؟ (قسمت دوم) 9 2167 manager
راهکارهای خروج از التهاب بازار ارز 0 345 alirezatorkaman
راهکارهای خروج از عدم تعادل بازار ارز 0 343 alirezatorkaman
ترفندهای دکوراسیون برای بزرگتر جلوه دادن اتاق نشیمن 0 506 alirezatorkaman
ترفند مجسمه سازیییییییییییییییییییییییییییییییی 0 475 alirezatorkaman
بنر سایت 1 366 lida
مقدمه ای بر هنر نویسندگی 2 625 lady_taraneh

مکتب هنری مغول

مکتب هنری مغول

    آثار معروف و شناخته شده اي كه از اين دوران مي توان نام برد شاهنامه اي است به نام دموت كه شخصي به اين اسم آن را خريد و سپس آن را برگ برگ كرد و فروخت. از ديگر آثار مصور اين دوره بايد از جامع التواريخ (تأليف خواجه رشيد الدين فضل الله) و آثار الباقيه (تأليف ابوريحان بيروني) نام برد. از اين دوره به بعد كتابهاي خطي مهم ترين بوم نقاشي ايراني به شمار مي آيند.

مكتب شيراز

شهر شيراز در دوران تاخت و تاز مغولان از امنيت نسبي برخواردار بود. حكمرانان محلي اين شهر با مغولان از در سازش در آمدند و اين امر موجب گشت كه هنرها در اين شهر از شكوفايي بيشتري برخوردار شوند. در كنار ادبيات و نام حافظ، ( برجسته ترين غزلسراي اين دوران و تمام تاريخ ادبيات فارسي) ، نقاشي نيز رونقي خاص يافت. آنچه از نقاشي اين دوران قابل ذكر است ، تأثير پذيري كمتر آن نسبت به شيوه هاي چيني است كه در تبريز رواج داشت . آنچنان كه نقاشي هاي اين دوره با نقاشي هاي عهد سلجوقي قابل مقايسه است. دقت در ترسيم چهره و اندام انسان در مكتب تبريز كمتر است اما در مكتب شيراز انسان و فضاي زندگي او ، بيشتر مورد توجه نقاش واقع شد. اين نكته در مقايسه تصاوير شاهنامه ي دموت از مكتب تبريز با شاهنامه هاي مكتب شيراز به خوبي آشكار مي شود. مكتب شيراز منحصر به دوران مغول نيست و حتي در دوران تيموريان نيز دوام مي يابد. نقاش اين مكتب در آثار خود نوعي گرايش به شيوه هاي كهن ايراني نشان مي دهند و آثارشان از اين جهت يادآور پاره اي ويژگي هاي دوران ساساني است. قلم گيري در بيشتر آنها به صورت خطي پر رنگ است و زمينه ي نقاشي با درخت يا با شاخه پر شده است و از اين نظر قابل قياس با نقاشي هاي مانوي است. يكي از شيوه هاي اصيل نقش پردازي ايراني يعني تقارن كه از عهد هخامنشيان بر هنر ايران سايه گستر بوده ، در آثار اين دوران ديده مي شود. اين مسئله در كتاب خاوران نامه ي مصور ابن حسام قابل رؤيت است. از جمله آثار برجسته ي ديگر اين مكتب گلچين اسكندر سلطان است كه براي اسكندر سلطان پسر شاهرخ تهيه شده و نشان دهنده ي تكامل اين مكتب است. هر دو كتاب نامبرده در دوره ي تيموري كتابت و نقاشي شده اند و تصاوير آنها حاكي از علاقه ي نقاشان به نشان دادن تأثيرات كارشان از طريق رنگ هستند. رنگ در مكتب شيراز يكي از اركان مهم نقاشي است اين دوران تكنيك هاي پيشرفته تري را در ساخت و كاربرد رنگ ها مورد استفاده قرار داده اند.

مكتب شيراز را مي توان پايه اي براي اوج گيري نقاشي ايراني در مكتب هرات دانست.

 

ويژگيهاي نگارگري مکتب مغول

با حمله مغول به ايران، موجي از ويراني و مرگ، ايران را فرا گرفت و هستي مردم را تهديد کرد. ولي مغولان در اثر آشنايي با فرهنگ و هنر ايراني و نفوذ اسلام، از هواخواهان فرهنگ و هنر ايراني شدند. ارتباط ايلخانان با اقوام خود به ويژه چين، باعث نفوذ برخي از عوامل نقاشي چين در نقاشي ايراني شد. به اين ترتيب که ابرهاي مواج کنگره دار داخل هم، تنه درختان گره دار و بسيار پيچيده، صخره هاي بلند و قله هاي نوک تيز نوعي منظره سازي ناهمگن با نقاشي ايران که با ويژگيهاي نقاشي عصر مغول تلفيق شده، در آثار اين مکتب وجود دارد. همچنين پر تحرک شدن انسانها و حيوانها، درشتي و نازکي خطها و چين و شکن لباسها، به کارگيري صحنه هاي پر جمعيت تر و بر روي هم مجموعه مؤثرتري را به معرض ديد مي گذارد.

 

نفوذ ايران در نقاشي مغول (هندوستان

 

سلسله‌اي را كه ظهيرالدين محمد بابر از نواده امير تيمور در اواخر قرن دهم هجري در شمال شبه جزيره هندوستان تشكيل داد مورخين امپراطوري مغول ـ هند ناميده اند يكي از ثروتمندان و مجلل ترين امپراطوري جهان است، كه شاهان آن از هنرهاي زيبا بخصوص  نقاشي پشتيباني كرده اند مكتب نقاشي كه در دربار آنها تكامل يافت «نقاشي مغول» و گاه گاهي مكتب «هند و ايراني» نيز ناميده شده است.

در دو مقاله گذشته از سبك نقاشي كه قبلاً در شبه قاره هندوستان وجود داشت (آجانتا) و نفوذ آن به سرزمين هاي همجوار گفتگو كرديم و آقاي كريمي نيز در مقالات خود پيدايش مينياتور ايراني را شرح داده اند. اكنون در اين شماره از تركيب اين دو مكتب بخصوص سهم ايران در پيدايش «نقاشي مغول» كه ساخته هاي زيباي آن، زينت بخش موزه ها و مجموعه هاي سراسر جهان است گفتگو مي كنيم.

بابر شاهزاده سر گرداني كه از فرنمانه زادگاه خود رانده شده بود از چهره هاي جالب تاريخ است كه در انتشار فرهنگ ايران سهم بسزائي   داشته است. خشونت نژادي وي تحت تأثير محيط فرهنگ ايراني از ميان رفته بود و فقط از نژاد ترك و مغولي خود جرأت و شهامت و اسلوب منظم را حفظ كرده بود بابر نيز يكي از افراد همان خاندان همان تيموري است كه در دربار آنها در مشرق ايران در قرن نهم و دهم هجري مينياتور سازي به اوج تكامل رسيده بود. از همان ذوق هنري عمو‌زاده خود سلطان بايقرا پشتيبان «بهزاد» و«مكتب نقاشي هرات» برخوردار بود. شاعر، موسيقيدان ، جنگجو و فرزانه، دوستدار زيبايي طبيعت و هنر، چهره حقيقي بابر است كه خاطرات او را «بابر نامه» بما مي‌شناساند.

 

بابر و پسرانش فرهنگ ايراني را با خود به هند بردند. همايون پسر او دوران تبعيد را در تبريز و در دربار شاه طهماسب اول سپري كرد. شاه طهماسب از او حمايت كرد تا موفق شد دوباره به دهلي باز گردد. در اين هنگام چند تن از شاگردان بهزاد در تبريز مي زيسته اند و همايون كه فريفته هنر آنها گشته بود، به محض آنكه كابل را مسخر نمود از دو تن آنها عبدالصمد شيرازي و مير سيد علي تبريزي دعوت نمود تا به او بپيوندند. در كابل همايون و پسر خردسالش اكبر نزد آنها تعليم نقاشي مي گرفتند. ميرسيد علي نسخه بزرگي از «داستان امير حمزه» را براي آنها مصور نمود.

در زمان اكبر شاه عبدالصمد رئيس نقاش‌خانه دربار او، در «فتح پورسيكري» گرديد. و عده زيادي از نقاشان هندي را تعليم مي داد. و اين جوانان را با تكنيك و روح و موضوع هاي ايراني آشنا مي كرد. دو نقاش هندي معروف B asswwanth – Dasswanth از شاگردان او هستند. اكبر شاه تعمداً اين نقاشان هندو را مأمور مصور نمودن شاهكاري‌هاي ادبيات فارسي مي نمود. محمد زمان يكي ديگر از هنرمندان ايراني است كه اين رابطه هنري را مستحكم تر نمود. وي از      [35]      گروه جواناني بود كه شاه عباس صفوي براي آموختن فن نقاشي به ايتاليا فرستاد ولي چون  به آيين عيسويت پيوست، در اصفهان از او استقبال چنداني نشد. در نتيجه دربار و حمايت امپراطوري مغول هند را براي ادامه فعاليت‌هاي هنري خود انتخاب نمود.

باين ترتيب نقاشان هندي نه فقط اسلوب ايراني را فرا گرفتند بلكه سنت‌هاي چيني را نيز از طريق نقاشي ايراني شناختند. زيبايي آثار ساخته‌هاي نقاشان هندي، مانند نمونه هاي ايراني آنها در رنگ آميزي آنها است. ديگر از خصوصيان هنر ايراني كه در نقاشي مغول به چشم مي‌خورد ، ريزه كاري زياد و كمپوزيسيون هاي تزيين و خطوط بسيار نازك آن است. نقاشي ايراني هنر خطي است نه حجمي (با قوانين پرسپكتيو اروپايي آشنا نداشتند). و در اين مرحله نبوغ، خلاقه شگفتي نشان داده اند. اين خصوصيت كاملاً  در نقاشي مغول منتقل شده است.

نقاشي ايراني و نقاشي مغول هر دو، هنر درباري و اشرافي و پديده تجمل و تفنن است. هنرمندان دربار مغول نه فقط تكنيك بلكه موضوع هاي ايراني را نيز اقتباس كردند. در سالهاي اول، كار آنها منحصر به مصور نمودن نسخه‌هاي شاهكارهاي ادبي ايران بود.

چون شاهان مغول پيوسته در جنگ و لشگر كشي بودند بنابراين صحنه ها و مناظر آن در هنر آنها بسيار منعكس شده است. و نمونه آنرا اغلب از شاهنامه فردوسي اقتباس كرده اند. نمونه اوليه، تصاوير حيوانات و پرندگان كه آنها را بايد در مكتب بين‌النهرين قرن هفتم هجري جستجو كرد. صحنه هاي شكار خصوصاً آنچه وابسته به افسانه بهرام گور است و در نسخه‌هاي ايراني بسيار ديده مي شود نمونه اوليه مناظر شكار و شكارگاههاي امپراطوران مغول گرديده است. يكي ديگر از موضوع‌هاي مورد توجه نقاشان ايراني خصوصاً هنرمندان هرات، صحنه ملاقات صاحبان قدرت با عقلا و مردان وارسته مذهبي است.

 از تصويرهاي زيبايي كه از مغول تاكنون بر جاي مانده، يكي ملاقات امپراطور شاه جهان با يك مرد مذهبي است. ديگري شاهزاده دارا‌شكوه را در يك جلسه بحث مذهبي نشان مي‌دهد.

از ميان تمام موضوع‌ها، صورت سازي بيشتر مورد توجه هنرمندان مغول بود. اگر هنر مغول براي هميشه در خاطره ها بر جاي مانده است به واسطه صورتها و ابنيه زيباي آنست. در ايران نيز صورت سازان ماهري مي زيسته اند كه بهزاد و رضا عباسي و سلطان محمد معروفيت جهاني دارند. ولي صورتهاي هندي كاملتر است شايد دليل آن رئاليسم هنرمندان مغول است كه كوشش مي كردند خصوصيات رواني اشخاص را بهتر نشان دهند.

مي‌توانيم بگوييم كه در قرن شانزدهم ميلادي ايران در مقابل هند همان نقشي را داشت كه ايتاليا در مقابل هنر فرانسه و هلند. گر چه عواملي را كه فرانسه و هلند از ايتاليا اقتباس كرده اند براي هميشه در آن باقي‌ماند. ولي آنچه را كه هنرمندان مغول هند از ايران گرفتند كم كم جذب كردند، و الهام ايراني خود را با به طوري كه در زمان جهانگير شاه مكتب كامل و جديدي تشكيل دادند كه وجه تمايز آن از مكتب ايراني علاقه به رئاليسم نقش محسوسي داشت. و از مكتب راچپوت خاصيت خوشنويسي آن است. همانطوريكه مورخ فقيد «پرسي بران»  گفته است، در اوايل نقاشي مغول ـ هند شعبه اي از نقاشي ايراني بود ولي مانند خود آن سلسله ‌، به زودي تابعيت محيط را پذيرفت

نویسنده مطلب خودم!

درباره : هنر ,
بازدید : 364
امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 25

برچسب ها : هنر , مکاتب هنری , انواع هنر , انواع هنری , محمد کرمی , مکتب های هنری , مکاتب هنر نقاشی , مکاتب هنر نگارگری , هنر نقاشی , هنر نگارگری , نگارگری , نقاشی ,
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی


قالب وبلاگ